تبليغاتX
سبــــز ســــرخ
 

اول سلام

دوم از اینکه من رو باز تو جمع خودتون پذیرفتید ممنون .  

و سوم : من از بحث دور بودم اما با خوندن پست های آخر دستم اومد که موضوع از چه قراره ، این روقبل ازشروع حرفم بگم که من اصولا با کلاسیک نوشتن تو  وبلاگ ها خیلی موافق نیستم ، دوست دارم با مخاطبم راحت صحبت کنم و اونارو دعوت کنم که با من راحت ارتباط برقرار کنن به همین خاطر همینجا از هنجار شکنی خودم ، حداقل در مورد این وبلاگ از اعضای وبلاگ  و از خوانندگانی که به این طور نوشته ها عادت کردن عذر خواهی میکنم .

 

و اما بحث ، نسبی بودن یا نبودن اخلاق . نمی خوام و شاید در توان من نباشه که در این مورد خیلی کارشناسانه حرف بزنم ، و این قصد رو هم ندارم ، به قول معروف کار رو باید به کاردان سپرد .

 

اما این روزا شاهد یه سری تخریب هایی هستیم که از ریشه و پایه و بنیاد مسئله اخلاق رو زیر یه علامت سوال بزرگ می بره . البته واضح و مبرهن است که سیاست اخلاق پذیر نیست ، این رو همه میدونن ، اما گاهی اوقات بعضی ها کلا منکر اخلاق در دنیای سیاست میشن .

 

همه دوم خرداد 76 و 18 خرداد 80 رو به خاطر داریم ، اون آرای باور نکردنی ، سیدی که با کلامش همه رو مجذوب کرد ، و به قول اون ضرب المثل قدیمی که " ماررو با زبون خوش میشه از لونه بیرون کشید" حتی تونست با سیاست ورزی ، کلام گیرا ، چهره ای فرهنگی و آرمان گرایی  ایران رو به جایگاهی در جهان برسونه که شاید نظیرش رو کمتر بتونیم تو تاریخ وطن عزیزمون پیدا کنیم .

 

وقتی آقای خاتمی با آرایی حدود 20 میلیون در سال 76 و 21 میلیون در سال 80 به ریاست جمهوری رسیدند ، همه بر این باور بودند که ایشان با درایت و هوشیاری کامل توانسته اند در قلوب مردم جا پیدا کنند. و همه خود را موظف میدانستد که باید به رای مردم احترام گذاشت ، در حقیقت احترام به ایشان احترام به مردم بود و هنوز هم هست .

 

اما در روزهای اخیر متاسفانه شاهد بی احترامی هایی نه به شخص ایشان بلکه،  به نظر صاحبنظران،  به مردم هستیم ، و این تخریبها از جهت کسانی که صورت میگیرد که اخلاق را به طور کلی فراموش کرده و آن را در سیاست ورزی های خود به دور انداخته اند .

 

توهین به مقامی که تعداد کثیری از مردم هنوز هم برای او احترام قائل هستند ، و دو بار از دستان مبارک مقام معظم رهبری حکم ریاست جمهوری خود را گرفته اند ، صرفا توهین به شخصیت آن مقام نیست ، بلکه به زیر سوال بردن تفکرات قریب به بیست میلیون ایرانی فهیم و با غیرت است .

 

همسر آقای الهام ،  سخنگوی دولت ، که شاید تا قبل از این هم به همین شکل عقایدشان را در برخی هفته نامه ها شاهد بودیم ، این روزها بدون توجه به اینکه در زمان کنونی ، نه شخصیت خود ایشان ، بلکه پست و مقامی که دارند باعث انتشار حرفهایشان در جامعه می شود ، سخن پراکنی هایی کرده اند که باعث تکدر خاطر میلیونها ایرانیی شده که 8 سال با افتخار شاهد زحمات آقای خاتمی بوده اند . ایشان باید به این نکته مهم و نه چندان دور از ذهن توجه کنند ، در موقعیت کنونی که ایران دچار مخاطرات و درگیریهای بزرگ در سیاست خارجی هستند بهتر است از ایجاد تنش و بحران و به بازی گرفتن عقاید و تفکرات مردم خود داری کنند .

 

امیدواریم اخلاق مداری را حتی در سیاست .

 

+ نوشته شده توسط رویا رویایی در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 14:43 |

به نام حق

کاش می شد اولین پست را دلنشین و به یاد ماندنی و خاطره انگیز شروع کرد . اما نوشتن اولین پست مصادف با زمانی شد که همه دنیا متعجب از شدت قساوت است . قساوتی که سالهاست ادامه دارد . گلوله هایی که امضای کودکان را روی خود دارد ٬ کودکانی که باید نقاشی بکشند ٬ انگار هیچ کاغذی پیدا نکرده اند و به ناچار روی گلوله های توپ نقاشی می کشند و نامه می نویسند و امضا میکنند .

 چه تصاویر دهشتناکی ٬ مگر می شود بایستی و نظاره گر باشی فقط ؟ تو انسانی و در انسانیت خود شک نداری ؟ دلت به درد نمی آید ؟ ابروانت در هم نمی رود؟ فکرت مشغول نمی شود ؟

در جایی که همه ادعای انسان بودن می کنند ٬ انسانیت را لگد مال میکنند و در این میان نام این واژه مقدس را زیر سوال می برند.

 "شورایی  " که به دنبال خود کلمه "امنیت"  را  یدک می کشد  ٬ فقط نظاره گر چند قطعنامه ای است که به راحتی "وتو "می شود . باید از این پس این دو کلمه ٬ "وتو " و "امنیت " ٬  را  در فرهنگ های لغت به عنوان دو کلمه متضاد هم درج کنند .

کدام مسلمانی است  که صدای" هل من ناصر "را بشنود و خاموش بنشیند  ؟ 

 

+ نوشته شده توسط رویا رویایی در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 14:22 |