ابتدا از تمام دوستان می خوام من رو ببخشند که متنم رو دیر روی وب گذاشتم . هر چند دلیل بسیار محکمی در پس این ما جرا است .
----------------------------
طبق آمار منتشر شده از مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران ، سرانه مطالعه غیر آموزشی هر ایرانی در سال تنها دو دقیقه است .
نه فکر کنید که اشتباه خوانده اید یا بنده اشتباه نوشته ام ، مطلب صحیح صحیح است یعنی صد و بیست ثانیه در 365 روز . و از این حیث رتبه 127 را در بین کشور های جهان داریم .
نمی دانم چگونه باید در مورد این فاجعه نوشت نمی دانم چگونه عمق داستان را نشان دهم .
شاید این کافی باشد که بدانید سرانه مطالعه هر ژاپنی در روز بله در زور دو ساعت و چهل دقیقه است . یا شاید اگر بدانید عراق ، این کشور بحران زده در رتبه هشتاد و سوم قرار دارد به عمق این فاجعه پی ببرید .
ما تنها یاد گرفته ایم که از این و آن ایراد بگیریم . تا صحبت فرهنگ می شود ، بنالیم از ساختار اجتماعی . تا صحبت تفریح می شود ، بنالیم از هزینه .
نمی گویم که سردمداران فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی کشور با تزریق روزمرگی بسیاری از حقوق ما را از ما دریغ کرده اند . اما اگر ما خواستار تغییر این وضع هستیم ابتدا باید خود را تغییر دهیم . باید به فرزندانمان بیاموزیم که راه سعادتمند شدن ، افزودن علم و دانش و دید وسیع است که در این راه بزرگترین راهنمایان ما کتاب ها هستند .
امروز اگر ما خودمان را به کتاب خواندن عادت ندهیم ، فردا کودکانمان نیز از ما پیروی می کنند و کودکان کودکانمان نیز از آنها و این یعنی یک آینده ی ویران یک آینده ی بدون امید . کتاب بزرگ ترین راهنمای یک انسان است . کتاب جهانی را از پشت پنجره های خویش به ما ارزانی می کند .
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که شاعرانی به بزرگی حافظ و مولانا داشته است و شاعرانی همچون نیما و اخوان و مشیری .
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به راستی دارای نویسندگان بزرگی است . نویسندگانی چون هدایت و دولت آبادی و ابراهیمی و .......
و این نشان از وجود عقاید گوناگون در بین نویسندگان ماست .
هدایت با آن نوشته های اعجاب انگیز و به نسبت نهیلیستی اش و ابراهیمی با نوشته هایی که به مرده ترین دل ها امید را باز می گرداند .
با وجود انبوه نویسندگان ، متفکران و شاعران این حجم از مطالعه به هیچ عنوان برازنده ی ما نیست . آیا تا به امروز به تیراژ های کتاب هایی که دارید نگاه کرده اید ؟ دو هزار یا حد اکثر سه هزار و پانصد عدد کتاب در هر تیراژ و این در حالی است که کم خواننده ترین کتاب ها در اروپا حداقل پنج هزار تیراژ در هر چاپ دارند . و مسلما این مهم باعث شرمندگی جامعه ای است که نوشته های نویسندگانش ، آثار متفکرانش و شعر های شاعرانش تا آن سوی این جهان پهناور نیز رفته است .
اگر مسولان ما به فکر ما نیستند ، ما چرا خودمان را فراموش کرده ایم ؟ ................. چرا ؟


