تبليغاتX
سبــــز ســــرخ

به نام حق

کاش می شد اولین پست را دلنشین و به یاد ماندنی و خاطره انگیز شروع کرد . اما نوشتن اولین پست مصادف با زمانی شد که همه دنیا متعجب از شدت قساوت است . قساوتی که سالهاست ادامه دارد . گلوله هایی که امضای کودکان را روی خود دارد ٬ کودکانی که باید نقاشی بکشند ٬ انگار هیچ کاغذی پیدا نکرده اند و به ناچار روی گلوله های توپ نقاشی می کشند و نامه می نویسند و امضا میکنند .

 چه تصاویر دهشتناکی ٬ مگر می شود بایستی و نظاره گر باشی فقط ؟ تو انسانی و در انسانیت خود شک نداری ؟ دلت به درد نمی آید ؟ ابروانت در هم نمی رود؟ فکرت مشغول نمی شود ؟

در جایی که همه ادعای انسان بودن می کنند ٬ انسانیت را لگد مال میکنند و در این میان نام این واژه مقدس را زیر سوال می برند.

 "شورایی  " که به دنبال خود کلمه "امنیت"  را  یدک می کشد  ٬ فقط نظاره گر چند قطعنامه ای است که به راحتی "وتو "می شود . باید از این پس این دو کلمه ٬ "وتو " و "امنیت " ٬  را  در فرهنگ های لغت به عنوان دو کلمه متضاد هم درج کنند .

کدام مسلمانی است  که صدای" هل من ناصر "را بشنود و خاموش بنشیند  ؟ 

 

+ نوشته شده توسط رویا رویایی در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 14:22 |